شرم
لخت و عور ایستاده در پیاده رو
گذر می کند بی خیال
مامور منکرات
آه می کشد درخت چنار
چند بار دیگر مگر
باید بلرزد تنَ ش
تا بهار
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 0:15 توسط پرویز فکرآزاد
|
کور سوی شمعی