عیدانه

دلخوشم
به جای خالی بوسه ای
در صبح روز عید


کمکم کن

آفتاب لب بامَ م

تا شب مرا نبرده

دستم را بگیر

تبانی

تبانی کرده با شب

چشم هایت

که صبح من

نیابد روشنایی

عاشق کشی

روغن کدام عاشق را

به تن َت مالیده اند 

که زیر باران خیس نمی شوی