"داوطلب مجبور"

وقتی زمین لرزید فهمید که شلیک کرده. 


عکس: پرویز فکرآزاد

"زندانی"

آسمان را در قاب پنجره حبس کرده ام

نفس های آخر جوانی ‌‌ام،

پرنده ی است بی تاب هوای تازه

منتظرم بیایی و آسمان را آزاد کنی


عکس: پرویز فکرآزاد
مکان: جاده اسالم به خلخال. "الماس"

دل خوشی

خانۀ من و خانۀ تو ندارد

هر جا بگویی می آیم

یک استکان چای

دوسه حبه قند

دلخوشی از این بهتر!

عکس: پ.ف

ستاره ها آی ستاره ها!

دیگر درمانده شده ام
زیر آوار عشق
و اخبار جنگ و ستم و زلزله
باز هم ستاره ها می درخشند؟

عکس: پ.ف

"دوری"

 عکس: فهیمه دهقانی

تقصیری نداریم هیچکدام !

فقط تو حساس شده ای،

من حسود.

یا برعکس

منحنی لب

چه رازی داری در انحنای نرم لب هایت
که شیدا می کنی جماعت را
لوور به تو زنده ست

سپتامبر2011

معترض

دست هایم اعتراض دارند
اعتراض دارند
به چشم هایم
به قلبم
فکرهایم

نقاشی از خسرو روشن

خواب

مزرعه ی ابرهایم خشکیده
حالا در خواب تو می بارم


پر

تقدیم به "شهلا شهابیان"که بانی این شعر شد.

وقتی سبک می شوم
پر در می آورم.
غم و غصه رسوب می کند