ساحل سپيدرود
سلام عزيزان
وقفه در به روز كردن وبلاگ را پوزش دارم.
راستش سينا فكرآزاده براي سال تحصيلي جديد به كرمان رفته است كه
امور مربوط به وبلاگ را انجام مي داد. پس دست تنها شده ام. و بايد خودم
كارها را جمع و جور كنم .كه اين چنين شده است. زين پس بيشتر كوشش
خواهم كرد در به روز كردن .
و اينك عكسها يي از كرانه سپيدرود گرفته ام كه مي بينيد.
و شعرك هايي همچنين.

باد تور ا به كدام سو مي برد .تنهايي ات را با من قسمت كن ای عزيز.

كرانه ات ، ياد ياران را بر من مي نوازد.

اين چنين ژستي تورا شايد؟

آبي آسمان و آب ، در تو مي وزد.

اي جزيره ها ي بي پناه!
پاي كدام عزيز را به ساحل گشوده ايد،
كه اين چنين خرد ، سر به تمنا نهاده ايد.

در سبز گون كناره ات ،چشم عزيزي ،
مرا به تماشا نشسته است.
اينك گيسو به باد داده ، خلوت گزيده است.

نيلگون باش ،
و جاري شو در بيكران چشمهاي يار،
تا هستي هست.



به كدامين گناه
تنها فتاده اي.
دست مرا بگير و مدد خواه ز آشنا.



نگذار كه ماشينهاي عدم
بر تو پا نهند.
نگذار كه ويران شوي

با ماهيگير بازيگوش مهربان باش
كه زندگي را با دستهايش ، لبخند ميزند.
salam,mesle hamishe axha va neveshteha ali bod makhsosan sahele sepidrod ke abiye asman aramo sabziye chaman mehrbanand hanoz.movafagho paydar bashid....negin az
کور سوی شمعی