اين مجموعه بخشي از مقاله‌هايي است که فرامرز طالبي، نويسنده و پژوهشگر برجسته‌ي ديار ما درباره‌ي نمايش، در کتاب‌ها و نشريات مختلف به چاپ رسانده.

انتشار اين مجموعه در آستانه‌ي صد سالگي تئاتر گيلان اتفاق نيکويي است تا به قول طالبي، بهانه اي باشد براي ارج نهادن به نام و ياد همه‌ي آغازگران تئاتر در ايران به ويژه  گيلان.

اين کتاب که توسط انتشارات ايليا و در 238 صفحه منتشر شده شامل 6 مقاله‌ي پژوهشي به شرح زير است:

1-     "نمايشنامه هاي ملهم از شاهنامه" که نويسنده پس از بررسي آثار نمايشي بر گرفته از شاهکار فردوسي، در بخش پيوست‌ها، فهرستي از کتاب‌ها و نمايشنامه هاي اقتباس شده از شاهنامه که به چاپ نرسيده اند، نمايشنامه هاي چاپ شده و ملهم از شاهنامه و نمايشنامه هاي اجرا شده را ارائه داده است.

2-     "تاج ماه آفاق الدوله". اين بخش به زندگي و آثار اولين زن مترجم نمايشنامه در تاريخ ايران پرداخته و در پايان اين مقاله نيز بخشي از نمايشنامه "نادرشاه" نوشته نريمان نريمان‌اُف ترجمه ي آفاق الدوله چاپ شده. جالب است بدانيد که "دايي نمايشي" اولين بار در نقش "ميرزا مهدي خان صدر اعظم" در نمايش نادرشاه که به زبان ترکي در رشت اجرا شده بود، ايفاي نقش کرد.

3-     "دايي کبير نمايش": اين مقاله به زندگي و فعاليت‌هاي تئاتري "ميرزا محمدحسين خان دايي تبريزي" معروف به دايي نمايشي اختصاص دارد که شرح تاريخي شکل گيري تئاتر در استان گيلان را هم شامل مي‌شود. پيوست اين مقاله نيز نامه اي است از جانب ابوالقاسم نمايشي فرزند دايي نمايشي ساکن آمريکا خطاب به فرامرز طالبي که حاوي چند خاطره و نکته هاي خواندني است که مهم ترين سند در 60 ساله اخير در باره دايي نمايشي به شمار مي رود.

4-     "گوشه‌هايي از تئاتر گيلان". اين فصل  به گفت و گويي با جهانگير سرتيپ‌پور اختصاص دارد که "بخشي از زندگي او در دوران نوجواني و جواني در صحنه هاي تئاتر سپري شده است".

گفتگوي فرامرز طالبي با سرتيپ‌پور حاوي نکات تاريخي مهمي است که تا کنون کمتر در جايي نوشته يا شنيده شده است. مانند اجراي اولين نمايشنامه در رشت به نام "خچوي دلال" توسط گروهي ارمني در باغ دکتر استفانوس (معروف به حکيم فانوس) و ... با يادي از حسن ناصر که دوره‌ي اول تئاتر گيلان با نام او شروع شد.

5-     "در جستجوي هويت انساني": در اين بخش به زندگي و آثار نمايشي گريگور يقيکيان پرداخته شده، هنرمند ارمني که بعد از کشتار ارامنه توسط دولت عثماني به روسيه گريخت و از آنجا به ايران آمد. زندگي‌اش با مبارزان و روشنفکران دوره‌ي مشروطيت گره خورد. بعد دست به قلم برد، روزنامه منتشر کرد، داستان و نمايش نوشت و ترجمه کرد. او صاحب امتياز روزنامه "ايران کنوني" بود که فرامرز طالبي به برخي از مقالات مهم اين روزنامه فهرست‌وار اشاره کرده است.

6-     "واژه نمايش در سفرنامه سياحان ايراني به فرنگ": در اين بخش پس از مقدمه اي از چگونگي تأثير نزديکي گسترده‌ي ايرانيان با فرنگيان به عنوان دستاورد فرهنگي دوران مشروطيت که تئاتر نيز حاصل آن بوده به معرفي چندين سفرنامه از جمله "خطاي نامه" نوشته سيد علي اکبر خطايي،   مسير طالبي يا سفرنامه ميرزا ابوطالب خان، سفرنامه‌ي ناصرالدين شاه به فرنگ و ... پرداخته شده است. خواندن اين کتاب را به علاقه‌مندان تاريخ تئاتر ايران و گيلان توصيه مي‌کنم.

پرويز فکرآزاد