



اين نمایشگاه در هفته سوم مهر برپا شد. كوروش عكاسي است كه كتاب شعر هم دارد. ولي نامي كه براي نمايشگاهش انتخاب كرده، شنيدن با چشم است. مي توانست شعر نگاه باشد. كوروش انسان نيك و بي ادعايي است. ساده و بي ريا و دوست داشتني. نمایشگاه را، بعضي، نمايش كارت پستال تلقي كردند و بعضي ها هم او را يك ناتوراليست و برخی هم آوانگارد مي دانند. خودش معتقد است كه انسان ممكن است در عكس هايش حضور كم رنگي داشته باشد ولي وجود انسان را در دست ساخته ها، و تاثير او بر محيط و طبيعت به وضوح مي توان مشاهده كرد. برخي از بازديد كنندگان هم نمايشگاه قبلي او را كه فقط به عكس ها و پرتره هايي از عباس كيارستمي اختصاص داشت بهترين آثار كوروش رنجبر مي دانند. به عقيده من زندگي در كارهاي رنجبر جاري است. سياوش يحيي زاده، نقاش گيلاني و مدير گالري پويا - كه بدون هيچگونه چشم داشتي، سهم بسزايي در معرفي آثار تجسمي هنرمندان اين ديار دارد- از من خواست خطي در دفتر نمایشگاه بنويسم. در لحظه، اين شعر سروده شد. شايد فكر كنيد اغراق آميز باشد، ولي محصول احساس همان لحظه بود. شايد هم امپرسيونيسم در شعر جاري شده. چون زندگي. يا چون فشار سريع انگشت روي شاتر.
تقديم به كوروش رنجبر
شعر نگاه





